وقتی تو بخش کودکان کار کنی اونا را که مثل گل میمونند و حالا مشکل پیدا کرده اند مراقبت می کنی.اون وقت بدون اونکه مادر باشی مادرانه رفتار می کنی . حظ می کنی
اولش که فقط برای اینکه ت. لباس سفید در انظار ظاهر بشم.
دوم که همیشه مجبور باشم نظم را رعایت کنم.
سوم اینکه دانشجو باشم
چهارم اینکه بتونم با مهربانی با دیگران برخورد کنم و این طبیعی جلوه کنه و کسی مواخذه ام نکنه
ولی اینا همه دلایلم نیست.
.از ذکر دلایلی بزرگتر خود داری کردم
بعدش پشیمان شدم که بمانم ولی دیگه تعهد خدمت سپرده بودم و مندگار شدم
بعد ها سعی کردم تو همون سمت کلی تغییر جهت بدم.
. حالا اصلا نا راضی نیستم
میگه منو آزار ندین.همه همه دست به دست هم داده اید تا من و اونو آزار بدین؟.بابا من و او همدیگه را دوست داریم گناه که نکردیم.همه تون جمع شدین بگین اشتباه میکنم؟
بابا این توقع زیادیه که من میگم برای من یه ماشین بخرین از دم قسطی تا من برم تهران یه مسافر کش باشم و شبها تو پاشنه در خونه شون زیر پنجره اتاقش تا صبح تو ماشینم بخوابم ؟
تا پولام جمع بشن و پدرش راضی بشه اونو به من بدهد.؟"
از همه ما بدش میاد.به ما ها به چشم مخالفین سر سخت خودش نگاه می کنه.پدرش میگه خب تو میگی چیکار کنیم؟خانوم میگم: والله من و شما نمیتونیم متوجه بشیم چقدر سختش هست.مقدمات بدی داشته که الان اینجاست و به نظر من الان فقط خودش هست که میتونه خودش را نجات بدهد.البته اگر بخواد.
زن عقربیست که گزشش شیرین است حمید خان.میدونم نمیتونی خودتو نجات بدی.خدا به دادت برسد
آنچه مشاهده میکنید سقف یه جایی هست که خیلی مهمه چون روش خیلی با دقت کار شده.
خب اینو اینجا گذاشتم؟همیشه بیاموزید به بالا نگاه کنید تا سینه تان گشاده شود و استرس هاتون کم شود
همه مون گرد هم جمع میشیم.رو به سوی خدا دستها به سوی آسمان سینه هامون گشاده میشه.
ولی اگر اینهمه سرمایه بگذاریم و جان مطلب را در نیابیم چه؟خسی در میقات را نخوانده ام.حج دکتر شریعتی را نیز نخوانده ام.ولی آقای کرمانی میگفت درود بر جلال آل احمد و شریعتی که برایم شعری سرودند که بتوانم آنجا حج را بر بال ملائک حس کنم