تبليغاتX
قصه آه
گاهی اوقات که آه میکشم متوجه میشم افسرده شده ام اگر بنویسم از نظر روانی تخلیه میشم
یه روز که از خواب بیدار میشی و مینشینی شت کامیوترت تا مطالبی بنویسی ببینی هیچ به ذهنت نمی رسه.چه میکنی؟خیلی سخته؟فراموشی بهتره یا داشتن حافظه؟خب اگر حافظه ات ریز ترین حوادث و اتفاقات را به وضوح نگه داره چی؟اونوقت هم هشیاری بیش از اندازه باعث رنج تو خواهد بود س بنویس شان یه گوشه تو یه کاغذ حتی اگر نگه هم نمیداریش بنویس و دور بینداز ولی اگر بنویسی و یه روز دیگه وقت کنی و بخندی خودت میخندی که اینا چی بود من می نوشتم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 12:28  توسط رضوان  | 
از سفر بازگشتم در حالی که احساس شعف میکنم.کاش آنچه از پرده برون می افتد نیز.......
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 7:1  توسط رضوان  |