تبليغاتX
قصه آه
گاهی اوقات که آه میکشم متوجه میشم افسرده شده ام اگر بنویسم از نظر روانی تخلیه میشم

برخورد با علایم بیماری(تهاجم بیمار)

یکی از دلایل عمده ای که باعث پرخاشگری و گاها حتی فراتر رفته و تبدیل به شکستن هنجار ها و بزهکاری می گردد سرزنش و نکوهش های بسیار والدین در دوران کودکی و نوجوانی می باشد.

سرزنش هایی که در انتها باعث از بین رفتن اعتماد بنفس کودکان نسبت به عملکرد خود می گردد و بهمین منظور دائم تلاش می کنند تا بجای برآورد و بیان خواسته های خود به خواسته های دیگران توجه کنند چون آموخته اند که عملکرد ایشان اغلب مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته و ناگزیر برای بدست آوردن نوازش از جانب والدین و نزدیکان خود می بایست اینگونه عمل کنند

متاسفانه این عملکرد والدین در بسیاری مواقع با شکست روبرو می گردد زیرا هنگا میکه کودک کاری مورد انتظار را انجام می دهند، ولی نوازش دریافت نمی کند احساس می کند که به او خیانت شده است. بهمین دلیل بعدها او دچار مشکل شده و راه حل را در گرفتن انتقام با شکستن هنجارها و یا پرخاشگر می گردد. در اینجا نمونه هایی از این موضوع در زیر ارائه شده است

بیماران روانی دچار خشم می شوند(چون نیازهای آنان بر آورده نمی شود نیاز ها اعم از نیاز های جسمانی و روانی.ممکن است حمله کنند به سوی اشیای بی جان و یا اشخاص چنانچه آنان را مانع شویم ممکن است عقربه تهاجم با چرخش صد و هشتاد درجه به سوی خودشان برگردد و خودکشی (خود زنی )کنند.

در هر حال باید در صدد باشیم فرد کمتر دچار خشم و انزجار شود مبادا با کسی گلاویز شود و هم به خود و هم به دیگران یا حتی اشیا آسیب رساند.

 

راهای غلبه بر خشم

هر فرد دارای نیازهایی هست اعم از جسمانی و یا روانی

نیاز به آب غذا خواب را در دسته نیاز های جسمانی طبقه بندی میکنند و نیاز به احترام به محبت و به مقبولیت و موفقیت و ÷یشرفت و ایمنی را در دسته نیازهای روانی جای میدهند.چنانچه متوج باشیم فرد را مورد محافظت قرار داده نیازهایش را بر آورده سازیم کمتر شاهد حملات خشم و پرخاشگری اش خواهیم بود.البته همواره موفق نخواهیم بود و مواردی ÷یش می آید که رفتار ÷رخاشگرانه بروز میکند در چنین حالت می بایست مراقب بیمار و اطرافیان باشیم به تعداد کافی نفرات در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم او را مهار فیزیکی کنیم بدون آنکه به او اهانت شود.

اولین گام به منظور اداره و کنترل خشم این است که باور کنید می‌توانید این کار را انجام دهید. با اینکه همه ما خشم را در زندگی روزمره خود داریم، ولی سعی می‌کنیم آن را با شیوه‌ای سازنده ابراز کنیم. برخی افراد تا زمانی که فشار ناکامی و خشم درونی ، زندگی روزانه آنان را طاقت فرسا نکرده است، خشم را در خود نگه می‌دارند. برخی دیگر ظاهرا در عصبی شدن ، فریاد کشیدن ، زدن و پرتاب کردن و در کل رفتارهایی که قلبها را می‌شکند، به اموال آسیب می‌رساند و گاهی بدتر از این اعمال ، متخصص و خبره هستند.

کدام؟ کنترل یا حذف پرخاشگری؟ خشم مخرب از لحاظ فردی و اجتماعی به ما آسیب می‌زند. اداره و کنترل خشم لزوما به معنی ابراز کمتر خشم نیست، بلکه به معنی فراگیری شیوه‌ای از ابراز خشم است که برای ما و کسانی که پیرامون ما هستند، مفید باشد. هرچند ممکن است تصور ابراز خشم به شیوه‌ای سازنده ، تازه و غریب به نظر رسد، ولی باید گفت که چنین امری ممکن است. برای مثال ، برخی افراد وقتی درباره خشم خود می‌نویسند، یا آن را نقاشی می‌کنند، با دوستان و یا اعضای خانواده صحبت می‌کنند، قدم می‌زنند، ورزش می‌کنند و یا آمیزه‌ای از این رفتارها و سایر فعالیتها را انجام می‌دهند، به آرامش دست می‌یابند. تشخیص خشم نخست نشانه‌های اولیه و هشدار دهنده خشم بروز می‌کند. بیشتر ما انسانها از نشانه‌ها و سرنخ‌های موقعیتی ، بدنی و شناختی که بر پاسخهای خشم ما مقدم هستند، ناآگاه هستیم. آگاهی از این نشانه‌ها گامی بسیار اساسی در اداره خشم می‌باشد، زیرا این آگاهی خواهد توانست قبل از آنکه کنترل خشم دشوار شود، وقت زیادی را برای مداخله در اختیار ما قرار دهد. کنترل اولیه پرخاشگری برای کنترل اولیه توجه زیادی به حالات زیر بکنید: موقعیت‌هایی ( افراد و مکانهایی ) که شما را خشمگین می‌کنند. تغییرات بدنی که قبل و در حین خشم شما رخ می‌دهند. برای مثال ، افزایش ضربان قلب ، احساس فشار در سر ، احساس داغ شدن ، مشت شدن دستها ، دندان به هم فشردن ، احساس گرفتگی و سفتی عضله در ناحیه شکم ، سینه و غیره. نشانه‌های شناختی یعنی افکاری که شما درباره گذشته ، حال و آینده دارید و قبل از احساسات خشم و ناکامی پیدا می‌شود. داشتن فهرستی از این نشانه‌ها در مدیریت خشم بسیار مفید است. یک نفر ممکن است قبل از خشمگین شدن فکر کند که دیگران به او و حرفهایش توجهی نمی‌کنند. دیگری فکر کند، دیگران قصد توهین یا بی‌توجهی عمدی را دارند و پدری فکر کند که آینده فرزند او با این کارهایش تباه خواهد شد. همین شناسایی علائم هشدار دهنده ، موجب کاهش شدت ، مدت و یا فراوانی خشم شما می‌شود. مهار خشم با وقفه اندازی حال که شما نشانه‌ها و سرنخهای خشم خود را شناخته‌اید، هرگاه متوجه این علائم شدید، مکثی کنید و نفس عمیقی بکشید. یک وقفه چند ثانیه‌ای و نفس عمیق می‌تواند اثر پایداری بر شما بگذارد. خشمی که احساس می‌کنید، آنچه که به خود می‌گویید و آنچه در اثر این خشم انجام خواهید داد، تحت تاثیر این وقفه شما قرار خواهد گرفت. تغییر اندیشه خشم آمیز شیوه اندیشه ما با شیوه احساس ما مرتبط است. برخی اندیشه‌ها ما را مستعد خشم و ناکامی می‌کنند. شیوه‌های رایجی که مردم قبل از بروز خشم آن را بکار می‌گیرند، عبارتند از: توقف کردن روی مساله مشکل آفرین ، تمرکز روی جنبه‌های منفی ، ناچیز شمردن وجوه مثبت ، انتظار داشتن کمال از خود و دیگران ، نتایج دلخواهی گرفتن ، داشتن نگرش انعطاف ناپذیر و تفکر دو قطبی ( خوب _ بد ، سیاه _ سفید ). شیوه‌های درمانی که می‌توانند به ما کمک کنند، عبارتند از: از چشم دیگران به موقعیت و مشکل نگریستن ، تامل در باب آنچه مایلید انجام دهید، تامل درباره پیامدهای احتمالی اعمال خود ، قبول این نکته که همه خطاپذیرند و جستجوی شیوه‌هایی که به کمک آنها می‌توان یک موقعیت مشکل‌زا را به نحو مثبت کنترل و اداره کرد. ایجاد بینش و آگاهی نسبت به توان کنترل خود هرگاه متوجه شدید که توانسته‌اید با یک موقعیت برانگیزنده خشم به خوبی مقابله کنید، یا خشم خود را به شیوه مناسب ابراز دارید، از خود بپرسید چگونه من آن را انجام دادم؟ هر فردی نوعی توان و استعداد برای کنترل خشم دارد. توان شما چگونه است؟ روی این مساله بسیار تمرکز و تمرین کنید و آن را تقویت کنید. عفو هدیه‌ای است که شما می‌توانید به خود بدهید. افراد خوب هم می‌توانند تجارب منفی و بد داشته باشند. سو استفاده ، بی اعتنایی ، بی توجهی و تنگ نظری ، همه و همه واقعیتهای جهانی هستند که در آن زندگی می‌کنیم. گاهی اوقات عفو کسانی که موجب درد و رنج ما شده‌اند، غیرقابل تصور است. هراس ما ممکن است این باشد که گذشت موجب می‌شود، رفتار شخص موجه شمرده شود. چرا من کسی را عفو کنم که موجب خشم یا رنج شدیدی در من شده است؟ پاسخ این است که ما دیگران را به خاطر خودمان می‌بخشیم. وقتی ما کسی را می‌بخشیم، به کنترل او روی چگونگی احساس خود پایان می‌دهیم. ما به خودمان شانس یک زندگی تازه را می‌دهیم، زندگی‌ای که در آن تنفرهای کهنه و مزمن جایی ندارند. بنابراین ، عفو هدیه به دیگران نیست، بلکه هدیه به خودمان است. تنفر وقت و انرژی زیادی می‌گیرد. وقت و نیرویی که تنفر از شما می‌گیرد، می‌تواند به مردم و فعالیتهایی اختصاص یابد که برای شما شادی و رضایت و برای آنها خدمت و محبت به دنبال دارد. انتخاب عفو برای کنترل خشم به تدریج حاصل می‌شود. شما نباید مادامی که احساس آمادگی در این زمینه نکرده‌اید، آن را انتخاب کنید. اگر موارد کوچک را عفو کنید، به تدریج یاد خواهید گرفت که چگونه خطاهای بزرگ دیگران را عفو کنید. راجع به عفو بزرگان دینی و اجتماعی فکر و تحقیق کنید و از آنها پیروی نمایید. خودتان را بیان کنید. پس از آنکه خشم خود را وارسی کردید و احساس نمودید که خشم شما موجه است، درباره نوع رفتاری که می‌خواهید انجام دهید فکر کنید، صبر کنید و بعد تصمیمی عقلانی بگیرید. وقتی خشم شما موجه است، صادقانه مشخص کنید که چه احساسی دارید. احساس کینه ، عصبانیت ، نفرت ، انتقام ، لذت یا چیز دیگری. هرچه خود و احساس خود را بیشتر بشناسید، بهتر عمل خواهید کرد. انتخابهای سالم برای پیشگیری از خشم خشم فرصت طلب است و در بدنی که خسته ، فرسوده و بیمار است به آسانی جان می‌گیرد. در نتیجه به منظور اداره و کنترل خشم به خواب منظم ، غذای خوب ، لذت از اوقات فراغت ، تفریح و عبادت و معنویت نیاز دارید. روان درمانی پرخاشگری اگر کنترل خشم مشکل جدی شماست و با این آموزشها بهبودی نداشتید، ممکن است افسردگی و اضطراب و وسواس زیربنای آن باشد. انتخاب مناسب و مفید در چنین مواردی مشاوره با روانپزشک ، روان شناس یا پزشک است.

 

از ضرب و شتم بیمار احتراز کنیم و او را در مقابل دیگرانی که احیانا خشمگین شده اند مورد حمایت قرار دهیم.

ورزش هایی همچون بوکس را به بیمار بیاموزیم تا در مواقعی که نیاز به پرخاشگری دارد در کانال خاص ورزشی خشم خود را به شکل مقبول بروز دهد.

 


نوازش داده نمی شوند تا کودک "زیاد لوس نشود

چون نوازش دریافت نمی کنند، یاد می گیرند که بعدها در زندگی نیز آن را قبول نکنند و به این ترتیب هیچوقت یاد نمی گیرند که بگویند متشکرم. حتی در عوض آن گاها می گویند " برو بابا اینکه چیزی نبود" بعبارت دیگر آنقدر به این رفتار عادت کرده است که هر عملی برای او پیش پا افتاده و نا چیز است


غوره نشده مویز نشو

برخی از والدین از براز تحسین خودداری می کنند و حتی کلمه "آفرین" را بمنظور ایجاد انگیزه ای برای موفقیت های بزرگتر ادا نمی کنند. بدین ترتیب کودک در سراسر زندگی آینده اش از کوههای بدون قله بالا می رود و زجر سقوط در دره های بی انتها را احساس می کند، زیرا هرگز به پاداشی که انتظارش را می کشند نمی رسند. این گروه اگر چه از تلاش دست بر دار نیستند اما، خشم و ناکامی او هر دم افزایش می یابد تا آنجا که در آن غرق می شوند و بالاخره کار به مناظره و دشمنی می کشد


موفقیتهای کودک فهمیده نمی شود

موفقیتهای کودک فهمیده نمی شود، و لذا بحساب نمی آید. کوروش مدال جایزه اول مسابقه مقاله نویسی مدرسه تحت عنوان "بهترین راه مبارزه با عدم توازن بین المللی" را به خانه آورد. اما کوروش بعدا تصادفا می شنود که مادرش ضمن صحبت به دوستی می گوید "مقاله نویسی کوروش بعد نیست". او این صحبت را بدون درک موفقیت بزرگ پسرش با دیگری درمیان می گذارد و متوجه سعی و تلاش سخت پسرش برای بدست آوردن این موقعیت بزرگ نمی گردد


تو هیچوقت کاری را درست انجام نمی دهی

بعبارت دیگر آنطور که من می خواهم انجام نمی دهی. فردی سالها تلاش می کند و پس از مرارت های بسیار به درجه دکتری می رسد و در روانپزشکی تخصص می گیرد اما، یک روز که به ملاقات مادرش می رود و در گفتگویی مادرش به او می گوید "دکتر شدی خیلی خوب، اما چرا رفتی روانپزشک شدی. نمی توانستی یک تخصص بهتر بگیری". بعبارت دیگر پیام والد این است. اینطور که هستی نباش. آن چیزی باش که من همیشه در رویا هایم از تو داشتم. آخ چقدر دلم می خواست تو جراح می شدی که مردم بگویند پسر او جراح است


کامل نیست

مریم و فراز روزها با شوق و ذوق تمام وقت صرف می کنند تا دیوار های اتاق را رنگ تازه بزنند. سپس از پدرشان می خواهند تا بیایید و درباره کارشان نظر بدهد، درهمین حال منتظر تعریف و تمجید پدر می باشند بخاطر رنگ و نقاشی جدید اتاق اما تنها چیزی پدر می گوید این است. بد نیست البته آن گوشه سقف را هم انگار فراموش کردید


سرقت نوازشها

جوانی که نشان بهترین دانشجوی سال را می گیرد و با افتخار و غرور از سالن بیرون می اید با این حرف مادر روبرو می شود که پسرم برو خدا را رو شکر کن چون تمام عمر برایت دعا کردم و تو همه این تشویق ها و ستایش ها را رو مدیون خداوند هستی. در واقع پیامی که این جا ذکر می گردد این است که مادر انتظار ستایش دارد. قدردانی زمانی بی ریا بر زبان می آید که طرف مقابل خواستار آن نباشد. کودکان موقعی یاد می گیرند که از صمیم قلب بگویند متشکرم که بشنوند والدینشان از صیمیم قلب بگویند متشکرم


مخدوش شدن نوازشها

زیباترین و با ارزشترین مهر تایید های دیگران، در مقابل سخنان پدر و یا مادر پشیزی ارزش ندارد. مانند این جمله: آنها چی می فهمند، تازه تو زندگی ما نیستند که ببینند یا لیسانس مدرسه عالی خوبه اما اگر مثل پسر عموت رفته بودی دانشگاه هاروارد و مدرک آنجا رو می گرفتی آن یک چیز دیگه بود


موفقیت ها دست کم گرفته می شوند

امیر هم کار می کند و هم به دانشگاه می رود. همچنین اعلی رغم کار تمام وقت او موفق می شود تا بورسیه تحصیلی رایگان را برای درجه دکترا در دانشگاه آکسفورد را بدست آورد. پدر امیر از این وضعیت راضی نیست و می گوید آخر می خوای بری خارج چیکار؟ اینهمه درس خوندی و ما کمکت کردیم حالا بجای اینکه بر گردی عصای دست ما برای زمان پیری باشی می خوای بری خارج. آخه این هم شد کار حسابی

بلی زندگی برای تلاشگران ابدی، مبارزه ای است بی حاصل برای بدست آوردن چیزی که اصلا وجود ندارد. شاید نکات بالا در نگاه اول زیاد مهم بحساب نیاید اما واقعیت این است بسیاری ازکودکان و بزرگسالانی که در گیر پرخاشگری و ناهنجاریهای اجتماعی می گردند ریشه در گذشته دور دارند. بعبارت دیگر نمی خواهند همچون گذشته مورد سرزنش قرار گیرند و حود را بهترین نشان دهند اگر چه شاید این عملکرد در جهت منفی باشد. شما در زندگی خود چگونه عمل می کنید آیا می خواهید دیگران را شبیه خود سازید یا آنها را بگونه ای تربیت نمایید که آرزوهای شما را برآورده سازند یا اجازه می دهید خودشان باشند و از آنچه که هستند لذت ببرند اگر چه با شما تفاوت داشته باشند

تهیه و تنظیم از دانیال خرسند

 

 

·      مدیر کانون اصلاح و تربیت از افزایش پرخاشگری جوانان در بررسی های صورت گرفته طی سه سال گذشته خبر داد.
    
منصور مقاره عابد در گفتگو با خبرگزاری مهر در خصوص بیشترین جرایم صورت گرفته در سال گذشته گفت : بررسی در نوع جرایم صورت گرفته و مجرمان نگهداری شده در کانون اصلاح و تربیت نشان می دهد سرقت ، پرخاشگری و زورگیری جزء بیشترین جرایم جوانان در سال 83 بوده است.
    
    
وی با اشاره به اینکه بیشترین سرقت های انجام شده توسط جوانان 15 تا 18صورت گرفته است ، افزود : اکثر جوانان بزهکار که به دلیل سرقت راهی زندان می شوند فقر مالی و مشکلات اقتصادی خانواده را مهمترین علل روی آوردن خود به سرقت عنوان کرده اند .
    
    
مقاره عابد با بیان اینکه جرایم نسبت به سه سال گذشته افزایش داشته است ، گفت : متاسفانه نگهداری ، ساخت و مصرف مشروبات الکلی در بین جوانان بسیار مشاهده می شود و والدین در این زمینه بی توجهی می کنند در حالی که این امر می تواند برای جامعه یک هشدار جدی محسوب شود.
    
    
وی در ادامه تصریح کرد : ضرب و جرح عمدی از دو عامل ضعف تربیتی و مشکلات اقتصادی خانواده ها نشات می گیرد ، جامعه باید حساسیت بیشتری جهت رفع و درمان این آسیب ها از خود نشان دهد.
    
    
مدیر کانون اصلاح و تربیت خاطر نشان کرد: حضور روانشناسان و مشاوران در کانون اصلاح و تربیت نقش موثری در هدایت و راهنمایی نوجوانان بزهکار داشته باشد به گونه ای که بررسی ها نشان می دهد نشانه های پرخاشگری در میان اکثر این افراد پس از دوران محکومیت تا حد بسیاری کاهش یافته
    

 

 

 

 





 

 

رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه
یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است:

  • والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند.
  • از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد.
  • با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت.
  • به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند.
  • باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست.
  • در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 12:22  توسط رضوان  | 
امروز که بیست و پنجمین روز مهر ماه هست ساعت ده صبح سر کار خواهم رفت زیرا ساعت کار از ده صبح شروع میشه دیشب خیلی ها تو مساجد قرآن ها را بر سر گرفته العفو گفتند و با خودشان قرار گذاشتند به مدت یک سال آینده مراقب خودهاشان باشند مبادا مرتکب گناه شوند.من نیز خدا را قسم دادم به قسمت های روشن و شفاف شخصیت دوستانم مرا ببخشد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 7:31  توسط رضوان  | 
خنده تان گرفت؟یعنی شبها بیش از دوبار بیدارتان کند و روز های بیش از هشت بار وادارتان کند.بله.خجالت نداره.خنده هم نداره.دکتر لازم برای دیدن شما(ویزیت)ارولوژیست (پزشک مجاری ادرار و کلیه)است.علل مختلف دارد ولیکن درمان دارویی و رفتاری و جراحی میکنند خوب میشی.درمان رفتاری؟!تعجب نکن یعنی بهت میگن عضلات کف لگنت را با خود داری کردن از رفتن به دستشویی تقویت کن بعد برو هرچه میخوای......محدوش کن و دو ساعت یکبار برو نه هر وقت میلش کشید داروها هم چون هر شیش ساعت یه بار باید بخوری بیش از شش ماه دوام نمیاری.علامتش را بعد بهت میگم فعلا  وقت ندارم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 7:12  توسط رضوان  | 
معتقده خشونت خانگی را تحمل میکنم.بهش میگم نگران من نباش.ممکنه من آزار رسان باشم نه او.میگه پس چرا کم می نویسی؟میگم چون باید مطلب برای خودم از آب در بیاد اونوقت میزارمش اینجا
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 3:39  توسط رضوان  | 
یه دونه هورمن با بدن این دختر سرا چه میکند؟ایجاد شوریدگی میکندمغز و فشار خون را مورد تاثیر خودش قرار میده.مولوکول فنیل اتیل آمین  بی رحمانه مردمک چشم ها را گشاد میکنه و برق شادی ایجاد شده در چشم ها به اغوای دیگران کمک میکندضربان قلب را بالا میبرد ودوامین و آدرنالین به وجود میآیند.نمیشه این هورمون را از هسته های دم دار ترشح نمی شد؟از عوارض اجتماعی عشق در امان نیستند اینان.اون سلول را باید دمش را چید.طفلک سرو تونین که کنترل رفتار های تکانه ای را دارد فلج میشه.وقتی هم سروتونین مهار بشه دیگه رفتار های مشتاقانه از آدم بروز میکنه.فرد تسلطش را از دست میده و رفتارهای شیدایی از آدم بروز یدا میکنه.دکتر تو بیمارستان برای دختره عاشق کسول روزاک)فلوکسی تین بیست میلی گرم) نوشت تا درد عشقش آروم بگیره اینقدر باعث افتضاح نشه.اونا که فکر می کنند عاشق دکتر نمیخواد و به روش خودشان ایجاد مانع میکنند تا عاشق از مواجهه با معشوق محروم بماند تنها باعث بیشتر کم شدن سروتونین در مغز او می شوند و میزان افت خلق وشدت شیدایی او رالبیشتر میکند.خب بابا یه دکتر روان زشک مهربون را سراغ بگیرید طفلکی را برهانیدش از بارش شدید فنیل اتیل آمین.بیست و هفتم بهمن ماه هشتاد و چهار روزنامه شرق قسمت مقالات:

http://www.linkestan.com/news/ARTICLE.asp?psearch=%D8%B9%D8%B4%D9%82&Submit=%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 12:42  توسط رضوان  |