وبلاگ نویسی توانسته پلی بین دلسوزان کشور بزند که از طریق آن اطلاعاتی رد و بدل گردد که در بعضی مواقع حقی را زنده کند از جمله وبلاگ نویسان مبتلا به تالاسمی مبتلایان به ام اس و...
دوستی وبلاگ نویس که اتفاقا خودش مشوق و حمایتگر من در نوشتن است میفرماید در صحبت با شما تمرین با مرام بودن مهربان بودن و نرمخو بدن را میکردم و شما سمت استادی برایم داشتید و به این رابطه شاگری استادی افتخار میکنم و برخود می بالم.گرچه شکسته نفسی فرموده اند و بنده حقیر را شرمنده کرده اند ولیکن به نظر می رسد چنین رابطه هایی بین کهتر و مهتر ها از طریق اینترنمت برقرار شده است.چه دوستی های بی آلایشی که بدون داشتن کلاس و تخته پاکن و ماژیک تو درس داده ای و کسی درس گرفته و ایران مدرسه شده و نه حتی دنیا مدرسه شده و دانش جویان در صدد یادگیری هایی.
داشتم فکرز میکردم کسانی که چندین زبان را فراگرفته اند چه خوب و موفق عمل میکنند در چنین فضایی.خوشا به حال آنانکه همواره در صدد یادگیری و بکارگرفتن اند.

این نیاز اولیه را چه کسی ندارد؟بر آورده نشدن عطش چه مفهومی برای شما دارد؟
حرمت قائل شدن برای انسان یعنی نیاز های اولیه او را بر آورده کردن.
شقی ترین کس را چه کسی میدانید؟او که آب را بر روی شما ببندد.
می شود بگویید غیر از گرسنگی و تشنگی کدامین نیاز های دیگر اولیه اند؟
و مبتلای به آن همه کس هستند؟
وقتی خون غلیظ میشه تشنگی رخ میده.و تا وقتی آب ننوشی له له تشنگی تو را همه شاهدند.عبور جریان آب از ناحیه ای در گلو به مغز پیام میدهد تشنگی فرو نشست چگونه است که آب در کوزه و ما تشنه میگردیم؟از کجا طلب آب میکنیم؟
از آنجا که نیاز اولیه انسان است و در صورت بر آورده نشدن این نیاز احساس عدم امنیت رخ میدهد همه کس را بر آن نیاز است و بدیهی ترین نیاز است
خدایا مرا ببخش اگر از فضای اینترنت برای بازی با احساسات آدما استفاده کرده ام